ترامپ عمان را تهدید به انفجار کرد. به خاطر ابتکار مشترک ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز. ادبیاتش چه بود؟ «عمان درست مثل بقیه رفتار خواهد کرد وگرنه باید آنها را منفجر کنیم.» این ادبیات، نه نشانه قدرت که نشانه فروپاشی است. فروپاشی یک هژمون.

ترامپ

همشهری آنلاین - بهنام صدقی: تهدید ترامپ به «منفجر کردن» عمان، نه نشانه قدرت، که فریاد فروپاشی یک هژمون است، هژمونی که چهار دهه بر معادله «نفت در برابر امنیت» تکیه داشت، اما اکنون با ابتکار مشترک ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز، برای نخستین بار با واقعیتی تلخ مواجه شده است: تصمیم‌گیری امنیتی در منطقه، دیگر نه با هماهنگی او، که بر خلاف اراده‌اش صورت می‌گیرد. رهبر انقلاب در پیام حج این لحظه تاریخی را در دو گزاره راهبردی خلاصه کردند: «منطقه، دیگر سپر پایگاه‌های آمریکایی نخواهد بود» و «عقربه‌های زمان به عقب بازنخواهد گشت.» آنچه در جنگ رمضان رخ داد، نه یک شکست تاکتیکی، که فروپاشی «اعتبار بازدارندگی» آمریکا بود، اعتباری که سرمایه اصلی هر هژمونی است و با شکست، برای همیشه از دست می‌رود. اکنون کشورهای منطقه از عمان تا عربستان، محاسبات خود را بر مبنای واقعیتی جدید انجام می‌دهند و نظمی نوین در غرب آسیا در حال تولد است، نظمی که در آن «قیمت مداخله فرامنطقه‌ای» از «قیمت مدارا با بازیگران منطقه‌ای» بیشتر شده است. ترامپ اما، اسیر توهم بازگشت به گذشته، گمان می‌کند با تهدید و انفجار می‌توان عقربه‌های زمان را به عقب برگرداند، غافل از آنکه به تعبیر هراکلیتوس، در یک رودخانه دو بار نمی‌توان شنا کرد. آمریکای بعد از حمله به ایران، هیچ‌گاه آمریکای سابق نخواهد شد.

  1. دو گزاره راهبردی رهبر انقلاب

چند روز پیش، رهبر انقلاب در پیام حج، دو گزاره راهبردی فرمودند.

گزاره اول: «منطقه، دیگر سپر پایگاه‌های آمریکایی نخواهد بود.»

گزاره دوم: «عقربه‌های زمان به عقب بازنخواهد گشت.»

این دو جمله، شعار نیست.

تحلیل راهبردی است.

نقشه راه آینده است.

  1. فروپاشی سپر، پایان نظم چهار دهه‌ای

سپر بودن منطقه یعنی چه؟

تا پیش از جنگ رمضان، منطقه برای آمریکا «سپر» بود.

هسته مرکزی نظم امنیتی چهار دهه اخیر.

کشورهای عربی جنوب خلیج فارس، از بحرین و قطر تا کویت و امارات، سپر بودند.

سپرهای انسانی-زیرساختی.

میزبانی از پایگاه‌های نظامی پیشرفته.

میزبانی از ناوگان دریایی و تفنگداران آمریکا.

تأسیسات لجستیک، پشتیبانی و هزینه‌دهی.

در ازای چه؟

در ازای وعده امنیت از واشنگتن.

نام این معادله: «نفت در برابر امنیت».

فرض بنیادین این معادله چه بود؟

فرض بنیادین این بود که آمریکا می‌تواند هزینه‌های بازدارنده اعمال کند.

بر هر بازیگری که امنیت منطقه را به چالش بکشد.

این فرض، در جنگ رمضان فرو پاشید.

به شکلی بی‌سابقه.

چه رخ داد؟

پایگاه‌های آمریکایی در عمق کویت، قطر و بحرین، مستقیم هدف قرار گرفتند.

حملات دقیق پهپادی و موشکی.

ناوگان پنجم نتوانست جلوگیری کند.

شاخص‌های اقتصادی-امنیتی حضور خود را از دست داد.

هزینه تأمین امنیت برای هر بشکه نفت، بسیار بالا رفت.

بدتر از آن: به اراده یک قدرت نوظهور گره خورد.

قدرتی که تا پیش از این، صبورانه از حق خود چشم‌پوشی کرده بود.

نتیجه

منطقه دیگر برای آمریکا «سپر» نیست.

«هدف» شده است.

«گروگان» معادله‌ای شده که هژمون دیگر قدرت حل آن را ندارد.

  1. چرا تهدید عمان مهم است؟

ابعاد حقوقی

عمان در باریک‌ترین نقطه تنگه هرمز، آب‌های سرزمینی خود را تا ۱۲ مایل گسترش داده.

ایران هم همین‌طور.

عرض تنگه ۲۱ مایل دریایی است.

نتیجه: هیچ «آب آزاد» یا «آبراه بین‌المللی» به معنای کلاسیک وجود ندارد.

ابتکار مشترک ایران و عمان، نقض حقوق بین‌الملل نیست.

اعمال حاکمیت دو کشور ساحلی بر قلمرو خود است.

پس چرا کاخ سفید خشمگین است؟

پاسخ در ماهیت تحول رخ‌ داده نهفته است.

آمریکا برای اولین بار پس از چهار دهه، با واقعیتی جدید مواجه شده.

تصمیم‌گیری امنیتی در منطقه، بدون هماهنگی با او صورت می‌گیرد.

حتی بر خلاف اراده او.

تهدید به «انفجار» عمان، واکنش شوک به این واقعیت است.

نشانه ناتوانی در پذیرش افول است.

نه نشانه قدرت.

  1. عقربه‌های زمان به عقب بازنمی‌گردد

تفاوت شکست تاکتیکی و راهبردی

در مطالعات راهبردی، این دو تفاوت دارند.

شکست تاکتیکی، قابل جبران است.

با تغییر تاکتیک‌ها.

با افزایش نیرو.

با جابه‌جایی فرماندهان.

اما شکست راهبردی، جبران‌ناپذیر است.

به ساختار موازنه قدرت بازمی‌گردد.

به ادراک بازیگران از هزینه-فایده رفتارشان.

آنچه در غرب آسیا رخ داد

دقیقا یک شکست راهبردی برای آمریکاست.

نه به دلیل انهدام چند پایگاه.

نه به دلیل کشته شدن چند سرباز.

به دلیل فروپاشی «اعتبار بازدارندگی» او.

اعتبار بازدارندگی، سرمایه اصلی هر هژمونی است.

این سرمایه، برای همیشه فروپاشیده است.

ادراک بازیگران تغییر کرده

کشورهای منطقه، از عمان تا عربستان، از قطر تا امارات، محاسبات‌شان تغییر کرده.

بر مبنای یک واقعیت جدید.

آمریکا نه توانایی محافظت از سپرهای خود را دارد.

نه توان پرداخت هزینه سنگین بازگرداندن آن اعتبار را.

وقتی ادراک بازیگران تغییر کند، بازگشت به وضعیت پیشین غیر ممکن می‌شود.

اعتبار، کالایی نیست که با پول یا زور خریداری شود.

با عملکرد ساخته می‌شود.

با شکست، برای همیشه از دست می‌رود.

مرز قیمت امنیت و ارزش امنیت

ضربات واردشده بر هیمنه آمریکا، جبران‌ناپذیر است.

مرز میان «قیمت امنیت» و «ارزش امنیت» برای همیشه جابه‌جا شده.

تا پیش از این، کشورهای منطقه حاضر بودند هزینه سنگین میزبانی را بپردازند.

چرا؟

چون ارزش امنیت دریافتی را بالاتر از آن هزینه می‌دیدند.

اما اکنون، ارزش امنیت دریافتی به صفر نزدیک شده.

چه بسا منفی.

و هزینه آن همچنان بالاست.

این تغییر در ارزیابی عقلانی، قابل بازگشت نیست.

نه با تهدید.

نه با تحریم.

نه با اعزام ناوهای بیشتر.

ریشه در یک تجربه عملی دارد.

تجربه ناتوانی آمریکا در دفاع از متحدانش.

در برابر حملاتی که خود او نیز هدف‌شان بود.

  1. تولد نظم نوین غرب آسیا

نظم نوین یعنی چه؟

ادعای تولد نظم نوین، شعار نیست.

تحلیل راهبردی است.

در این نظم، نقش کشورهای منطقه در تصمیم‌گیری‌های امنیتی، بنیادین افزایش یافته.

نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به شدت کاهش یافته.

این نظم، لزوما هماهنگ و بی‌درگیری نیست.

اما قطعا نظمی است که در آن، «قیمت مداخله فرامنطقه‌ای» از «قیمت مدارا با بازیگران منطقه‌ای» بیشتر شده.

این، نقطه عطف تاریخی است.

رهبر انقلاب در پیام حج، با عبارتی کوتاه اما پر معنا، از آن پرده برداشتند.

  1. رودخانه‌ای که دو بار نمی‌توان در آن شنا کرد

ترامپ و انکار واقعیت

تهدید ترامپ علیه عمان، چیزی جز انکار یک واقعیت برگشت‌ناپذیر نیست.

فریادهای خشم‌آلود کاخ سفید، چیزی جز انکار نیست.

هراکلیتوس، قرن‌ها پیش گفت: «نمی‌توان دو بار در یک رودخانه شنا کرد.»

آب‌ها رفته‌اند.

آب‌های تازه‌ای آمده‌اند.

اما ترامپ اسیر توهم بازگشت به گذشته است.

قدرت درک این منطق ساده را هم ندارد.

گمان می‌کند با تهدید و انفجار، می‌توان عقربه‌های زمان را به عقب برگرداند.

نمی‌داند، یا نمی‌خواهد بداند، که هیمنه آمریکا در خلیج فارس، آن رودخانه‌ای نیست که بتوان دو بار در آن شنا کرد.

آب رفته است.

رودخانه‌ای تازه جاری شده.

نامش: «نظم نوین مقاومت در غرب آسیا.»

آنچه در دفاع مقدس سوم رقم خورد، یک بحران گذرا نبود.

جابه‌جایی دائمی بستر این رودخانه بود.

جان کلام

عقربه‌های زمان هرگز به عقب بازنخواهند گشت.

دوران «سپر بودن» به تاریخ پیوسته.

دوران «نفت در برابر امنیت» به تاریخ پیوسته.

دوران «قیمت امنیت به نفع هژمون» به تاریخ پیوسته.

آمریکا، با تمام توان نظامی و اقتصادی خود، قادر به بازگرداندن آنها نیست.

چرا؟

چون آمریکای بعد از اشتباه تاریخی حمله به ایران، هیچ‌گاه آمریکای سابق نخواهد شد.

کد خبر 1043796

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست داخلی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha